تبليغاتX
امام جواد

اس ام اس تولد امام رضا علیه السلام - sms تولد امام رضا

 

السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت


نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند

ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان،
حضرت رضا-ع مبارک.
                             

یا جواد الائمه

مرحوم راوندى و ديگر بزرگان رضوان اللّه تعالى عليهم به نقل از محمّد بن ميمون حكايت كنند:
پيش از آن كه امام رضا عليه السلام عازم ديار خراسان شود، در مكّه معظّمه حضور آن حضرت شرفياب شدم و عرض كردم :
يابن رسول اللّه ! آهنگ سفر به مدينه منوّره را دارم ، چنانچه ممكن باشد نوشته اى برايم بنويس و مرا به فرزندت ، حضرت محمّد جواد عليه السلام معرّفى بفرما.
امام عليه السلام تبسّمى نمود، براى آن كه فرزندش در آن هنگام در سنين شش ماهگى بود.
و چون حضرت نامه را نوشت و به دست من داد، به سوى مدينه منوّره حركت كردم تا آن كه بر سراى امام جواد عليه السلام رسيدم ، غلام آن حضرت جلوى منزل ايستاده بود، گفتم : مولاى مرا بياور تا با ديدن جمال دل آرايش ، چشم خود را جلا بخشم و فيضى برگيرم .
غلام وارد منزل رفت و پس از لحظاتى بيرون آمد؛ و آن اختر فرزانه آسمان ولايت و امامت را روى دست هايش نهاده بود، پس نزديك رفتم و سلام كردم .
گوهر ولايت ، حضرت جواد عليه السلام جواب سلام مرا داد و فرمود: اى محمّد! حال تو چگونه است ؟
عرضه داشتم : اى مولايم ! در اثر بيمارى چشم ، نابينا گشته ام .
آن عزيز خردسال به من اشاره نمود و فرمود: نزديك بيا، چون نزديك امام جواد عليه السلام رفتم ، نامه پدرش ، امام رضا عليه السلام را به غلام دادم و او نامه را گشود و حضرت آن را خواند؛ و سپس به من خطاب كرد و فرمود:
نزديك تر بيا؛ چون جلوتر رفتم ، حضرت دست كوچك و مباركش را بر چشم هاى من كشيد؛ و من به بركت وجود مقدّس آن گوهر شش ماهه شفا يافتم و چشمم بينا شد و ديگر احساس درد و ناراحتى نكردم .

 بیکاری بود و دنبال کار مى گشت ،
 
 به فکرش رسید از امام جواد علیه السلام بخواهد تا براى او کارى انجام دهد،
 
از این رو به اباهاشم داود بن قاسم گفت : وقتى نزد امام علیه السلام رفتى از او بخواه مرا به کارى گمارد.
 
من هم وقتى یه محضر امام علیه السلام شرفیاب شدم خواستم در این باره با او صحبت کنم که دیدم غذا مى خورد و گروهى نیز نزد او هستند و نشد سخنى بگویم .

امام علیه السلام فرمود: اى ابا هاشم ! بیا غذا بخور و مقدارى غذا نزد من گذارد، آنگاه بدون آنکه من سؤ ال کنم فرمود: اى غلام ! ساربانى را که ابا هاشم آورده است نزد خود نگهدار.

دل نوشته(ويژه امام جواد عليه السلام)

نوشته : استاد مهدی دانشمند

 به نام خداوندجان وخرد

چندی پیش جوانی برای درد و دل کردن پیشم آمده بود. دلش پربود از بی وفایی ها و نامردی های دنیا و سینه اش تنگ آمده بود از فشار فقر و مشکلات . دنبال کسی میگشت که فقط شنونده خوبی باشه و او بتونه یه خونه تکانی درست و حسابی داشته باشه . من هم که دوست داشتم به حرفهاش گوش بدم و هم آرزو داشتم اگه از دستم کاری برمیاد براش انجام بدم  ساعتی را برای فقط شنیدن بهش اختصاص دادم .

لابلای حرفهاش که از این درو ازون در میگفت یه وقت متوجه شدم که چقدر دشمن واژه های عجیب و غریبی را در فرهنگ زبانی ما قاطی کرده و نم نم قداست به واژه ها و اسامی مبارک را از میان برداشته . اون چیزی که خیلی آزارم میداد چندتا اصطلاح بود که توی ذهنم یادداشتش کردم تا با دقت و توجه بیشتری به نحوه سخن گفتن مردم متوجه بشم آیا این جور صحبت کردن عمومی شده یا نه فقط برخی از این اصطلاحات استفاده می کنن.؟!

همینطور که از اشتباهات یا خاطراتش تعریف می کرد یک دفعه میگفت : من به فلانی گفتم جواد بازی درنیار ! یا چرا خودت رو به کوچه علی چپ زدی ! یا به فلانی گفتم مثل هادی خله شدی ! و......

چنان اعصابم بهم ریخته بود که فقط همین الفاظ برام تکرار می شد و مثل پتک توی سرم میخورد و دلم میخواست داد بزنم که بابا این چه جور حرف زدنیه ! ولی قول داده بودم فقط بشنوم و هر وقت او اجازه داد و دلش خواست براش صحبت کنم .

 

 

خلاصه حسابی کلافه شده بودم . حرفهاش رو که زد یه جمع بندی کردم و آنچه به ذهنم رسید بهش مشورت دادم و به همین مطلب هم تذکر دادم و رفت .

ولی من ؛ موندم و اعصاب خوردی !

به فکر افتادم این خاطره رو با تذکر به اینکه چرا بعضی از ما ها متوجه حرف زدنمون نیستیم ! تحت عنوان یه دلنوشته بنویسم و به شما هم بگم .

امروز که برنامه خودم رو مرور می کردم دیدم چند روز دیگه ولادت امام جواد علیه السلام . با خودم گفتم به همین مناسبت چند نکته ای در مورد آن امام همام بنویسم و هم به دوستانم تذکر بدم که خیلی مواظب خودمون باشیم که مبادا ناخواسته آب توی آسیاب دشمن بریزیم !

همینطور که می دونید نام مبارک جواد علیه السلام را حضرت رضا علیه السلام به امر خداوند بر فرزند برومندشان گذاشتند و البته مردم نیز بدلیل بخشندگی فوق العاده حضرت به ایشان جواد خطاب می کردند . جواد از جود و بخشش گرفته شده . و یکی از فرقهایی که جواد با کریم داره این که : درب خانه کریم وقتی میری بهت می ببخشه ولی اگه فقیر در خانه جواد هم نره او بدرب خانه فقیر میاد و هدیه خودش رو به او می بخشه و گلایه هم می کنه که چرا نیومدی ! منتظرت بودم !

کریم شاید به دلایلی بین فقرا  یه فرقهایی بگذاره ولی جواد همه فقیرها براش یکسانند.

فقیر وقتی در خونه کریم میره قوت شبش را میگیره و برمیگرده ولی فقیر وقتی درب خونه جواد را می زنه اینقدر جواد به او می بخشه که تا مدتها دیگه نیازی به سئوال و گدایی نداره !  فقراء شاید در شهری چند کریم را بشناسند و بدرب هرکدام از منازل آنان رفته و از همه آنان گدایی کنند ولی جواد آنقدر می بخشه که فقیر دیگه احساس نیازی به کسی دیگر نمی کنه !

حالا حرف آخر من این که حیف نیست زیباترین و پرمعناترین واژه و اسم را در بدترین موضوعات و زشت ترین معانی استفاده کنیم ! جواب خدا و امام هشتم و حضرت جواد علیه السلام را چه خواهیم داد .

من جوانی را می شناسم که نذر امام رضا علیه السلامه که خدا به والدین او فرزند عطا نمی کرد و آنها به امام هشتم متوسل شدند تا حضرت بین آنان و خدا واسطه بشه و فرزندی به آنان عطا کنه و خدا هم به آنها پسری داد و به همین دلیل اسمش را جواد گذاشتند ولی چند ماه قبل دیدم به اسم میثم صداش می کنند ! تعجب کردم گرچه نام میثم هم بسیار محترم و زیباست ولی زیباتر از جواد که نیست ! سئوال کردم چرا نامش را تغییر داده ؟ گفتند از بس جوانها و دوستانش به کسی که کودن و خنگ و خصوصا عقب مانده و بی کلاس هست میگن جواد شده خجالت کشیده و نامش را به همین دلیل عوض کرده !

البته شنیده ام خیلی ها به همین دلیل تغییر نام داده اند !

حالا خود دانید از من گفتن  و انشاء الله از شما شنیدن.

والسلام.

امام جواد علیه اسلام فرمودند :

( عنوان صحیفة السعید حسن الثناء الیه )

روز قیامت دفتر بزرگیست که تمام خوشبختی ها و سعادت ها در آن نوشته شده ولی خداوند از بین همه آن صفات و نشانه های خوشبخت و سعید یک صفت را انتخاب کرده و بر صفحه اصلی کتاب نگاشته .

معلوم میشه آن صفتی که خداوند از میان آن همه صفات  انتخاب کرده مادر و ریشه و اصلی ترین نشانه های خوشبختیست .

میدانید آن صفت چیه ؟ امام جواد علیه السلام می فرماید : تیتر عنوان کتاب خوشبختی این است :  خوشبخت کسی است که هر وقت نامش را ببرند مردم او را به نیکی یاد کنند  حالا یه سئوال پیش میاد : مردم نام چه کسانی را به نیکی یاد می کنند؟ ما باید چکار کنیم که آبروی اجتماعی داشته باشیم ؟ یا چه کنیم که آبروی اجتماعی خودمان را لکه دار نکرده و بی آبرو نشویم ؟

این سئوالات بسیار مهمی است که هر عاقلی بدنبال جواب آن می گرده و سعی می کنه دقیق عمل کنه که مبادا لطمه اجتماعی بخوره !

مردم عاقل و مومن بر چند چیز حساسیت دارند:

1- نحوه و سبک و شیوه سخن گفتن و به اصطلاح امروزی روابط عمومی :

به قول معروف :

 تا فرد سخن نگفته باشد        عیب و هنرش نهفته باشد

2- مدل لباس و ظاهر آدمی :

به قول معروف : رنگ رخسار خبر میدهد از سرّ درون !

مردم عاقل و مومن و فهیم انتخاب رنگ و مدل لباس را نوعی از تفکر و اندیشه آدمی به حساب می آورند.

و اتفاقا در روایات در مورد آخرالزمان داریم که : روزی به یاد که مردان همانند زنان لباس بپوشند و زنان همانند مردان

{ تشبهت الرجال بالنساء والنساء بالرجال )  این همون چیزی بود که من میخواستم به جوونا گوشزد کنم ولی افسوس که برخی فقط خندیدند و رد شدند ولی بازم می گم بارک الله به جناب خروس ! که در هر شرايطی خروسی خودش را حفظ می کنه ! امیدوارم حداقل شمای خواننده منظورم را گرفته باشی!

خدا وکیلی زیرابرو برداشتن و شلوار تنگ و چسبون پوشیدن و به قول معروف اوا خواهری حرف زدن و ناز و اشوه آمدن در شأن آقایان و مردان روزگاره !

پاسارگاد شیراز رفتید؟  نقوش بر سنگها را بادقت دیده اید؟ لابد دیده اید که چهرهای ایرانیان کهن و پرافتخار چگونه رخسارشان مردانه و لباسهایشان زیبنده مردانگی بوده ! حالا چی شده که هرکس می خواد بگه من کلاس بالا و متمدنم مثل لا ابالی های خارجی  ( چون بسیاری از خارجی ها خیلی سر و سنگین و باوقار و معمولی و ساده لباس می پوشند . شما به توریست ها نگاه کنید ! چقدر معمولی و ساده هستند !  ) باور کنید غربی ها هم وقتی به آن جوانان  لات و شرّ میرسند با تنفر بهشون نگاه می کنند چون غالب جنایات را همان افراد مرتکب می شوند !

این ننگ نیست که ایرانی با تمدن، باشعور، با فرهنگ وبا پیشینه ای درخشان و پرافتخار آنقدر دچار اعوجاج و انحراف بشه که سعی داشته باشه خودش را مثل کثیف ترین آدمهای غربی در بیاره !

3- همنشین و دوستان آدمی بسیار برای ابروی اجتماعی انسان موثرند:

به قول معروف :

تو اول بگو با کیان دوستی؟

سپس گویمت ای برادر که تو کیستی !

پس : همنشین تو از تو به باید    تا تو را عقل و دین بیفزآید !

دلا یاران سه قسمند گر بدانی

 زبانیند و نانیند و جانی

به نانی نان بده از در برانش

نوازش کن تو باران زبانی

ولیکن یارجانی را نگه دار

 به جانش جان بده تا میتوانی .

یا بقول معروف :

تا توانی میگریز از یار بد

یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را  بر جان زند

یار بد بر جان و هم ایمان زند.

شما اگر به خاطرات و اعترافات  کسانی که مجرم شدند و آبرویشان  ریخته شد مراجعه کنید متوجه میشوید که اساس انحراف و کجی آنان به خاطر همنشین بد و نالایق بوده . چون رفیق بد مثل سراب می مونه . دور را نزدیک و عوضی و اشتباهی نشان میده تا خودش به نان و نوایی برسه! از خیلی ها سئوال کردم اولین نخ سیگار را چه کسی به تو هدیه  و تعارف کرد ؟ اکثراً گفتند : رفیق !

موفق باشید / دوست دار شما / مهدي دانشمند


بر اساس قانون جرایم رایانه ای ، هرگونه کپی برداری از مطالب این وب ، غیر قانونی می باشد و پی گرد قانونی دارد!
تمامی حقوق مادی و معنوی " امام جواد " برای " " محفوظ است!
طرّاحی قالب: شیعه تم